نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۹۴ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خوش نیست بر طلیعه ی انوارِ بام می

هست الله الله هست بیار ای غلام می

پاکیزه جوهری که به اسما مرکّب است

صهبا ، رحیق ، راح ، مفرّح ، مدام ، می

دفعِ همه غم است و دوایِ همه مرض

معجونِ زندگانی مطلق کدام می

بر مست اعتراضِ خردمند شرط نیست

کز پیلِ کامگار کشد انتقام می

در خُم جَهَد فقیه که پرهیز می کند

گر ذوقِ عیش یابد از یک دو جام می

نقصانِ زهد و آفتِ توبه ست و عقل را

فارغ کند به یک نفس از ننگ و نام می

دانی چرا خواص به خلوت خورند از آنک

حیفِ است و غبن و غصّه به دستِ عوام می

مردم که می خورند کس از خود نیازرند

ناکس خورد به عربده و ناتمام می

ز آنش محک نهند حکیمان که مست را

آید پدید گوهرش از لعل فام می

می بر کریم نیست به فتوایِ من حرام

مطلق حلالِ محض بود بر کرام می

از می گریز نیست نزاری که روزگار

خونت خورد اگر نخوری بر دوام می

می با حرام زاده مخور تا بود حلال

خود بر حلال زاده نباشد حرام می

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزل درباره نوشیدن می و تاثیرات مثبت آن بر زندگی است. شاعر به زیبایی‌های می اشاره می‌کند و آن را داروی غم‌ها و بیماری‌ها می‌داند. وی هشدار می‌دهد که استفاده از می برای فرهیختگان و خواص مناسب‌تر است و مردم عادی نباید در آن غرق شوند. همچنین، به تفاوت بین نوشیدن می حلال و حرام اشاره می‌کند و بر ضرورت انتخاب درست نیز تکیه می‌زند. در نهایت، به نوعی دعوت به لذت بردن از زندگی و استفاده از می به عنوان بخشی از آن می‌کند.