نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۱۵ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قندست ندانم دهن تنگ فلانی

یا خود شکرست آن شکرستان، نه دهانی

چندین شکر اندر دهنی نادره گنجد

وین نادره بین کز دهنش نیست نشانی

بر سینه هر دل که زند جان نبرد زان

نوکِ مژه‌ی تیزتر از نوک سنانی

بر سرو مه آورده که این کیست جمالی

بر موی کمر بسته که این چیست میانی

در ملک به هر شهر در افکنده خروشی

در شهر به هر کوچه در افکنده فغانی

گر پرده بر اندازد و طلعت بنماید

فریاد برآرند به یک بار جهانی

گفتم بنمایم نظری سر بنهادم

در پهلویِ هر سود نهاده‌ست زیانی

تاوان نتوان خواستن از خونِ نزاری

آنجا که نیرزد سرِ صد خواجه به نانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از شاعر به توصیف زیبایی و جذابیت فردی خاص می‌پردازد. شاعر به شکر و قند اشاره می‌کند و می‌گوید که نمی‌داند آن شخص خوش‌سیما چه طعمی دارد. او زیبایی این فرد را با موارد مختلفی مقایسه می‌کند و می‌گوید نمی‌توان همه زیبایی‌ها را در یک دهن نادر یافت. همچنین به عشق و احساساتی که این فرد بر دل‌ها می‌گذارد، اشاره می‌کند و از سختی و دشواری عشق صحبت می‌کند. شاعر همچنین به ویژگی‌های ظاهری این شخص توجه دارد و حسادت و شور و هیجان عمومی را نسبت به او بیان می‌کند. در نهایت، او می‌گوید که نباید از عشق و زیبایی انتظار پاداش داشته باشیم؛ زیرا عشق واقعی به قیمت جان و دل آدمی است و نمی‌توان تعیین کرد که محبت چگونه و با چه بهایی باید مورد ارزیابی قرار گیرد.