نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۲۰ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

مردم ز عشق رویت رحمی کن ار توانی

جان بخش مرده‌ای را زان آبِ زندگانی

از چشمه حیاتت گر قطره‌ای بنوشم

ایمن شوم ز مردن چون خضر جاودانی

عیسی به معجزِ دم می‌کرد مرده زنده

تو گر قیاس گیری در خاصیت همانی

تو مریم حیاتی گر معجزات خواهی

صد مرده در زمانی از لب به جان رسانی

وصلت ز پای جانم بندی نمی‌گشاید

یک ره بگیر دستم چندم به سر دوانی

شست جفا گشادی کردی نشانه گاهم

به زین نشانه‌ای کن تا کی ز بی‌نشانی

هستم سگی ز کویت جز دامنت نگیرم

از پیش اگر برانی وز پس اگر بخوانی

چون آستین ببوسد دستت برایِ بویت

گر دامن از نزاری صد ره فرو فشانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از عشق به محبوب سخن می‌گوید و درخواست رحمت و کمک می‌کند. او به قدرت بخشندگی و حیات‌بخشِ محبوب اشاره می‌کند و می‌خواهد که او همانند عیسی، مرده‌ای را زنده کند. شاعر احساس می‌کند که اتصال و وصالی به محبوب وجود ندارد و از او می‌خواهد که دستش را بگیرد تا از بی‌نشانی رهایی یابد. او به تمثیل سگ وفادار اشاره می‌کند که تنها به دامن محبوب دل می‌بندد و می‌گوید که اگر محبوب او را طرد کند یا بخواند، باز هم وفادار خواهد ماند. در نهایت، شاعر عمق عشق و نیاز خود را به محبوب به تصویر می‌کشد.