شمارهٔ ۱۳۲۲ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
گر از دفترِ عشق رمزی بخوانی
خطا نامه ی عقل بر هم درانی
گر اموات خواهی که احیا بباشد
بمیر ای حکیم از چنین زندگانی
به عمدا مکن در مراتب تصرف
که مفروغ و مستانف از هم ندانی
بدین چشم دیدن محال است او را
خطا بین تصور کند این معانی
نباید طمع کردن از رویِ ظاهر
که کس را میسر نشد این امانی
ز بالا درآیی به گردن درافتی
مُحال است در عینِ پیری جوانی
مگر نردبان پایه پایه بر آیی
به شرطی که عشقت کند نردبانی
ز کون و مکان برشکن تا ببینی
که جمله توی آن چه فی الجمله آنی
شود در تو معلوم حسی و عقلی
که تو هم معما و هم ترجمانی
نزاری جز او کس ندیدهست اورا
وگر خود کلیم الله لن ترانی
چو بر حکمِ اول نبودهست قانع
از آن گشت محجوب در حکمِ ثانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره جستجوی حقیقت و عشق الهی صحبت میکند. شاعر به ما میگوید که اگر به عشق واقعی توجه کنیم، عقل و خرد انسانی نمیتواند تمام معانی و رموز عشق را درک کند. او به حکیمان توصیه میکند که از زندگی مادی بگذرد و برای رسیدن به حقیقت، باید از ظواهر دوری کنند. همچنین، اشاره به دشواریهای مسیر عشق دارد؛ برای رسیدن به بالاترین درجات، باید خود را از قید و بندهای دنیوی رها کنیم و عشق را همچون نردبانی برای بالا رفتن به سمت حقیقت قرار دهیم. در نهایت، شاعر به این نکته میپردازد که درک عمیق و حقیقی از عشق و وجود خداوند نیازمند فراتر رفتن از محدودیتهای عقل و تصور است.