نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۳ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)

ره عاشقان سپردن نه به پای عقل عام است

همه عاقلان چو مرغ اند و طریق عشق دام است

همه علم ها فرو خوان و بر من آی تا من

بنشانمت به حجت که تمام ناتمام است

تو به هر عمامه پوشی که قدم نهاد پیشت

پس او درایستادی به نماز کاین امام است

نفسی جهان نباشد ز امام وقت خالی

بمرنج اگر برنجی چه کنم نص کلام است

تو امام وقت خود را به یقین اگر ندانی

به یقین بدان که بر تو سر و مال و زن حرام است

بفروشم آن امامت ز برای نقل مستان

که عمامه بر سر او گرو شراب و جام است

چو امام تو دو باشد به جواب من چه گویی

اگر از تو بازپرسم که امام تو کدام است

به جمال دوست گر تو به بهشت بازمانی

مخور آب حوض کوثر که چو خون من حرام است

کم ننگ و نام گفتم که حجاب راه من شد

همه ترس و بیم مردم ز برای ننگ و نام است

همه مفتیان عالم بدهند خط فتوی

ک نزاری مخمّر بترینِ خاص و عام است

نه ز کشتنم هراسی نه ز سوختن غباری

غم ریش کس ندارم که بروت جمله عام است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به طور کلی به مسأله عشق و عقل می‌پردازد و تضاد بین این دو را مورد بررسی قرار می‌دهد. شاعر می‌گوید که عشق راهی دور و پرخطر است و عقل به تنهایی نمی‌تواند راهنمای خوبی باشد. او به نوعی به نقش امام و هدایت در زندگی تاکید می‌کند و از اینکه مردم در جستجوی مقام و موقعیت هستند، انتقاد می‌کند. همچنین اشاره می‌کند که اگاهی از امام زمان و مقام واقعی او ضروری است و اگر کسی به این موضوع بی‌توجهی کند، از مواهب معنوی محروم خواهد شد. در نهایت، شاعر به بی‌توجهی به قضاوت‌های اجتماعی و فتاوی دستورات دینی تأکید دارد و بیان می‌کند که او از ترس مردم و قضاوت‌هایشان آزاد است و به دنبال حقیقت و عشق واقعی است.