شمارهٔ ۱۵۷ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
دیر شد تا رسم قربان کیش ماست
بذل جان کارِ دلِ بی خویش ماست
چون ز دنیا بی نصیب افتاده ایم
گر همه قارون بود درویش ماست
این همه کثرت حجاب ما ز چیست
از خیال مصلحت اندیش ماست
نیش فصّاد قناعت نوشِ ما
نوش زهاد مقلد نیش ماست
ما به کفر و دین نداریم التفات
در مراتب بیش کم، کم بیش ماست
رازداری در دل ما غور کرد
آنکه هرگز سر نکرد آن ریش ماست
چون فرو شستیم از این مردار دست
گرگِ مردم خوار دنیا ، میش ماست
نور وحدت آفتاب روشن است
گر غمامی می نماید پیش ماست
هر که دارد با نزاری دوستی
گر همه بیگانه باشد خویش ماست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به بررسی چالشها و مشکلات انسانی میپردازد و مفهوم قربانی کردن و فداکاری را در زمینه روحانی و عرفانی مطرح میکند. شاعر به این نکته اشاره دارد که بسیاری از دردها و حجابهای ما ناشی از افکار و مصلحتاندیشیهایمان است. او از قناعت و زهد به عنوان نیشی یاد میکند که ممکن است ما را آزار دهد، و بیان میکند که ما توجهی به کفر یا دین نداریم، زیرا در نهایت همه این مسائل در مراتب مختلف بشری است. رازداری و عمق گنجینههای دل انسان نیز مورد توجه است. شاعر در نهایت بر اهمیت نور وحدت تأکید میکند و بیان میکند که دوستی با دیگران، حتی اگر بیگانه باشند، نزدیکترین خویشاوندی است.