شمارهٔ ۱۶۲ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
هر که را جانیست با جانان ماست
جان ما چون او شود او جان ماست
هر دو عالم گر یکی بینی به او
آن یکی سرچشمه ی حیوان ماست
چشمه ی خضر و زلال زندگی
جمله در حرف سخنگویان ماست
در صفات نیستان گر آیتی
هست حمدالله آن در شأن ماست
آفتاب چرخ با آن فرّ و زیب
پرتو یک ذره از احسان ماست
آفتابی چون شود در ذره محو
این چنین کآثار آن برهان ماست
گاه سلطانی گدای کوی او
گه گدای کوی او سلطان ماست
گرچه ما هم از گدایان رهیم
هر کجا سلطان سری دربان ماست
هر که خواهی باش اصلا هیچ نیست
گر برون از عهدهٔ پیمان ماست
یک اشارت بس اگر گوید به رمز
داغ ما دارد نزاری آنِ ماست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به روابط عمیق میان انسان و معشوق اشاره دارد. شاعر بر این باور است که هر کسی جان دارد، در حقیقت با جانان (معشوق) خود مرتبط است. اگر دو دنیا را یکی ببینی، به اصل وجود برمیگردد که نتیجهای از عشق و زندگی است. معشوق نه تنها سرچشمه زندگی و حیات است، بلکه تمام خوبیها و صفات نیک نیز به او نسبت داده میشود. شاعر به قدرت و زیبایی معشوق اشاره میکند که تمام عالم را تحت تاثیر قرار میدهد. همچنین آورده است که گاه انسان در مقام سلطنت و گاه در مقام گدایی است، اما در هر حالت، معشوق محبوبترین و برترین است. به طور کلی، مفهوم عشق و تعلق خاطر به معشوق، در زندگی انسانها به عنوان نیروی محرکهای شناخته میشود که همه چیز را معنا میدهد. شاعر همچنین اشاره میکند که اگر کسی از پیمان عاشقی خارج شود، در حقیقت چیزی از دست داده است و تنها با یک اشاره از سوی معشوق، دلتنگی و اشتیاق به او دوباره زنده میشود.