شمارهٔ ۱۷۵ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
میان عاشقان سری نهان است
که الا عاشقان سرش ندانست
اگر خواهی که دانی عاشقی باش
که آن سر در میان عاشقان است
چه شاید کرد اگر از چشم بوجهل
مقامات حبیب الله نهان است
به زور و زاری و زر سر مردان
که حاصل کرد هرگز کس توانست
به خود تا هیچ باشی هیچ باشی
نشان بی نشانی این نشان است
بدو بشناختم اورا که چون است
درین حجت که می گویم بیان است
بدو بین تا یقینش دیده باشی
که خود بینی گمان اندر گمان است
مقاماتی کزو حق باز یابی
به نزدیک محقّق بس عیان است
بر این برهان نزاری معتقد باش
از این جا هر چه بردی با تو آن است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به بررسی موضوع عشق و معنای عمیق آن میپردازد. شاعر بیان میکند که در میان عاشقان، رازی نهان وجود دارد که تنها عاشقان از آن باخبرند. برای درک عشق واقعی، باید عاشق بود و این راز را درک کرد. او اشاره میکند که مقام و ارزش انسان در عشق و معرفت نهفته است و نمیتوان با تظاهر یا مال به آن دست یافت. همچنین، شناخت عمیق از خود و حقیقت عشق از طریق تجربه و مشاهده ممکن است. شاعر نهایتاً از مخاطب میخواهد که به این واقعیات ایمان داشته باشد و درک کند که آنچه به دست میآورد، به خود او بستگی دارد.