شمارهٔ ۱۸۷ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
آنجا همه شیر و انگبین است
این جا بنگر که همچنین است
ساقی غِلمانِ ماه روی اند
شیر و می و شهد و حور عین است
از مجلس ما اگر درآیی
بینی که بهشت راستین است
ما را مشمر ز خودپرستان
شک ممتنع از پی یقین است
آن قوم که برفکندگان اند
آن شیوه برون از آن و این است
خودبینی و خود پرستی یار
این هر دو خلاف شرع و دین است
هر کو در نام و ننگ بربست
با حور بهشت همنشین است
ایمن نیی از فرشته نفس
تا لشکر دیو در کمین است
فی الوقت ز ملک مصر خوش تر
آن را که شکر لبی قرین است
بر معتقد نزاری مست
نفرین چه کنی که آفرین است
از عین یقین خبر ندارند
آن را خیال پیش بین است
فی الجمله خلاف در میانه
از غایت حقد و بغض و کین است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف بهشت و لذایذ آن میپردازد و به تضاد آن با دنیا اشاره میکند. شاعر به زیباییهای بهشت (شیر، انگبین، می، و حور) اشاره کرده و تأکید میکند که اگر کسی وارد این مجلس شود، حقیقت بهشت را خواهد دید. او تأکید میکند که خودپرستی و خودبینی خلاف تعلیمات دینی است و افرادی که به دنبال افتخارات دنیوی هستند، از نعمتهای بهشت دور خواهند بود. همچنین، به خطراتی که نفس انسان و شیطان به همراه دارند، اشاره میکند و در نهایت، به وجود تفرقه و کینه در میان مردم اشاره میکند که ناشی از حسادت و بغض است.