شمارهٔ ۲۲۸ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آن را که در فراق صبوری میسرست
عشقش همیشه بر هوس دل مقدر است
در عشق سوز باید و با سوز درد دل
آری هوس نه عشق بود کار دیگرست
عشق مجاز را ز حقیقت توان شناخت
آواز نوحهگر نه چو فریاد مادرست
آه از دلی که جان گرامی به عشق داد
با جان رفته آتش سوداش در برست
میسوزد و هنوز همان عاشق است زار
میمیرد و هنوز همان مهرپرورست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، شاعر به موضوع عشق و فراق میپردازد و بیان میکند که صبر در دوری از معشوق ضروری است. عشق واقعی با هوس تفاوت دارد و باید با درد و سوز دل همراه باشد. شاعر تأکید میکند که عشق حقیقی را میتوان از عشق مجازی تشخیص داد و دل دردمند را میستاید که برای عشق جان خود را فدای کرده است. در نهایت، حتی در سختیها و سوختن، عشق و مهر هنوز در دل عاشق وجود دارد.