شمارهٔ ۲۹۶ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
بهارِ تیر ماهی خوش بهاری ست
و لیکن عشق موقوفِ نگاری ست
حضورِ یارِ همدم در مه دی
اگر حاصل شود خوش نوبهاری ست
به واجب روزگارِ عمر دریاب
اگر دریافتی خوش روزگاری ست
گلِستانی ست امّا مشکل این ست
که در پیراهنِ هر برگ خاری ست
اگر مردانه عزمِ دوست داری
به ترکِ وایه گفتن سهل کاری ست
همین است و بس ار دانی که با دوست
وفایِ عهد محکم یادگاری ست
مرا در داستانِ عشق سرّی ست
که در هر حرف مرموز اعتباری ست
نزاری ترکِ انکار و تصرّف
که در هر گوشه ای بینی تو یاری ست
محیطِ موج و طوفانِ قیامت
که را این جا مجالِ اختیاری ست
نشاید آشنایی کرد با موج
خنک بی گانه ای کو بر کناری ست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به دلتنگی و عشق اشاره دارد. شاعر به بهار و زیباییهایش اشاره میکند، اما میگوید که عشق به وجود یار وابسته است. او تأکید میکند که زندگی را باید به درستی درک کرد و باید از روزگار عمر بهره برد. بهار به زیبایی گلها اشاره دارد، اما در عین حال میگوید که مشکلاتی نیز وجود دارد. اگر کسی واقعاً دوست دارد باید صادقانه رفتار کند و به عهد خود وفادار باشد. او در ادامه به نکتهای مرموز در عشق اشاره میکند و میگوید که در هر نقطهای میتوان دوستی را یافت. در نهایت، شاعر به طوفان و چالشهای زندگی اشاره کرده و میگوید که باید از دوستیهای سطحی پرهیز کرد.