شمارهٔ ۳۱۴ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
اگر دوست با ما بود باک نیست
طریق محبت خطرناک نیست
سرا پای عاشق به خون است غرق
ولیکن به خونی که ناپاک نیست
گریز از ثعابین عشق ای پسر
که این زهر را هیچ تریاک نیست
بپالود مغزم ز سودای دوست
سویدای من مار ضحاک نیست
چو زر باد در خاک تیره سری
که زر پیش چشمش کم از خاک نست
سخی باش زیرا که در آدمی
نکوهیده عیبی چو امساک نیست
گران مایه نقدی است در آدمی
که در کان و ارکان و افلاک نیست
ظهورش بود در زمان و مکان
ولیکن در اقسام ادراک نیست
زلال خضر از سکندر مخواه
چه می جویی ای ابله آنجا ک نیست
حبیب خدا راست این مرتبه
ابو جهل در خورد لولاک نیست
چو دیدی نزاری به عین الیقین
پس آنجا مجال شک و شاک نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ابراز عشق و محبت میپردازد و بیان میکند که عشق، حتی با وجود خطرناک بودنش، ارزشمند است. او اشاره میکند که عاشق واقعی در دل خود از عشق پاک و بیآلایش برخوردار است و غرق در محبت است. همچنین، به دوری از زهر عشق (دردهای ناشی از آن) اشاره دارد و تأکید میکند که این زهر هیچ دارویی ندارد. شاعر بر اهمیت سخاوت و بخشش در انسان تأکید میکند و میگوید که ارزش واقعی آدمی در رفتار و کردار اوست، نه در مال و مقام. در نهایت، او میگوید که اگر کسی حقیقت عشق را با عین یقین دیده باشد، جایی برای شک و تردید باقی نمیماند.