نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵۰ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

دلم از تو دل برنخواهد گرفت

پی یار دیگر مخواهد گرفت

اگر دسترس باشدش تا به حشر

ز پای تو سر بر نخواهد گرفت

به پای رقیبت درافتم به مهر

اگر کینه از سر نخواهد گرفت

وگر نه کنم پیکرش ریز ریز

مکان بر دو پیکر نخواهد گرفت

پس قاف اگر چه کم از قاف نیست

چو عنقا مجاور نخواهد گرفت

زتو بر گرفتن دل آخر که راست

که دل چون تو دل برنخواهد گرفت

گرفتم ز جام تو جانی چنان

که رضوان ز کوثر نخواهد گرفت

دریغا وفا گر نه کس در کنار

چو تو نازپرور نخواهد گرفت

نزاری تو و زاری و درد دل

به زور و به زر در نخواهد گرفت

مکن بیش جهد و مزن آتشی

که در برزه ی تر نخواهد گرفت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به ابراز احساسات عمیق خود نسبت به عشق و معشوق می‌پردازد. او می‌گوید که هرگز از عشق معشوق دل بر نخواهد گرفت و حتی اگر بتواند یار دیگری پیدا کند، آن عشق واقعی را نخواهد داشت. او به شدت به وفاداری به معشوق ن اشاره می‌کند و تصریح می‌کند که هیچ چیز نمی‌تواند جایگزین عشق او شود. همچنین ذکر می‌کند که حتی در شرایط سخت و دردناک، عشق و احساساتش نسبت به معشوق به راحتی تغییر نخواهد کرد. در نهایت، او به دیگران هشدار می‌دهد که نباید به شعله‌های احساسات بی‌فایده دامن بزنند، چرا که عشق واقعی در وجود او نمی‌میرد.