شمارهٔ ۳۸۶ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ساقی ز بامداد بیاور غذای روح
ماییم و هر دو عالم و توزیع یک صبوح
بر یاد دوستان حقیقی علی الخصوص
می بر طلوع صبح علی الله زهی فتوح
گویند رفت پنجه در شصت توبه کن
من توبه کرده ام ز چه از توبه ی نصوح
مرد آن گهی ز خود به در آید که مطلقا
داند که چیست چشمه و کشتی و خضر و نوح
بر مطلع اختصار کن این جا نزاریا
ساقی ز بامداد بیاور غذای روح
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از ساقی درخواست میکند تا غذای روح را بیاورد و به یاد دوستان حقیقی، مخصوصاً در صبحگاه، مینوشد. او به تعابیر عرفانی اشاره میکند و به مفهوم توبه و معنای عمیق زندگی میپردازد. همچنین، بر این نکته تأکید میکند که انسان باید بر خویشتن چیره شود و حقیقت وجود خود را درک کند. شاعر از ساقی میخواهد که این معانی را در لحظهای مختصر و عمیق منتقل کند.