شمارهٔ ۴۰۷ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
درونِ مجمعِ مردان پریشان در نمیگنجد
محبّت خانه خالی کن که جز جان در نمیگنجد
به ترکِ خویشتن داری بگو گر دوست میخواهی
که در میدانِ سربازان تنآسان در نمیگنجد
اگر تو در میان باشی بود او بر کنار از تو
برو شرکت پذیرفتن به امکان در نمیگنجد
به درویشی قناعت کن اگر سلطانیت باید
که در خلوتگه سلمان سلیمان در نمیگنجد
جهودِ نفسِ ناقص را کجا آن منزلت باشد
که تا از خود برون ناید مسلمان در نمیگنجد
اگر در حضرتِ عزّت نزاری ره نمییابد
گدایی را چه حد باشد که سلطان در نمیگنجد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی مفاهیم عشق، خودشناسی و تلاش برای رسیدن به مقام واقعی میپردازد. شاعر به مردان ناتوان و پریشان حال اشاره میکند و بیان میدارد که عشق واقعی چیزی فراتر از جسم و دنیای مادی است. او تاکید میکند که برای دستیابی به محبت و حقیقت، باید از خودگذشتگی کرد و به معنای عمیقتری از زندگی رسید. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که انسان با نفس ناقص خود نمیتواند به منزلتهای والاتر برسد و برای دستیابی به حقیقت باید از خود برون آید.