نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۷۰ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

این چنین صورتی از خاک زمین برخیزد

نه همانا مگر از خلد برین برخیزد

نطفه امر الاهی چه تعلق دارد

با موالیدی کز ماء معین برخیزد

که نه هر حامله یی همچو مسیحی زاید

شنعت از مریم بی شوی از این برخیزد

معترض حوصله رمز ندارد چه کند

پیر بیچاره ضرورت به سرین برخیزد

عقل اینجا چو فرو ماند به عزلت بنشست

هرکه با عشق درافتاد چنین برخیزد

نتوانم به جفا از سر پیمان برخاست

دلم آن مهر ندارد که به کین برخیزد

هر کجا عکس خیالش بنشیند حالی

ناله زار نزاریِ حزین برخیزد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی نشأت و پیدایش افراد و مفاهیم مختلف از خاک و عالم آسمانی می‌پردازد. شاعر به این نکته اشاره دارد که تولد و ظهور برخی شخصیت‌ها، مانند مسیح، از یک شرایط خاص و مقدس ناشی می‌شود و نمی‌توان آن را با هر نوع زایشی مقایسه کرد. همچنین، او به مشکلات فکری و احساسی بشر اشاره کرده و می‌گوید که عشق و احساسات عمیق، انسان را به چالش می‌کشند. در نهایت، شاعر می‌افزاید که نمی‌تواند به راحتی از پیمان و محبت خود دست بکشد، زیرا دلش قادر به پذیرش کینه و دشمنی نیست.