شمارهٔ ۴۸۰ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
من آزاد آمدم زان دوست کز دشمن بتر باشد
به ظاهر معتبر گوید به باطن مختصر باشد
حضور و غیبتِ یاران مخلص مختلف نبود
حذر اولاتر از یاری که در غیبت دگر باشد
نه از بی دانشی بود این که دشمن دوست دانستم
ازین بازی بسی افتد قضا را این قدر باشد
نباید عهد پیوستن به شوخی باز بشکستن
دلِ صاحب نظر خستن خطایِ معتبر باشد
بدان می آردم غیرت که دل پیش سگ اندازم
که هر کو دل به ناکس داد از دشمن بتر باشد
محّبِ صادقِ یک دل دو چشم از غیر بر بندد
به هر کس باز نگشاید مگر صاحب نظر باشد
حریفِ صورت از شاهد مرادِ خود کند حاصل
چو بر صورت نظر دارد ز معنی بی خبر باشد
نزاری بعد ازین معنی به صورت در نپیوندی
گرت از عالمِ صورت برین معنی گذر باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ مفهوم عشق و دوستی و تفکیک آن از دشمنی است. شاعر بیان میکند که رابطهی ظاهری با دیگران ممکن است فریبنده باشد، اما در باطن، مهمتر از هر چیز صداقت و وفاداری است. او میگوید که باید با دقت انتخاب کنیم که به چه کسی دل بدهیم و نباید به آسانی عهد و پیمان را بشکنیم. همچنین، اشاره میکند که کسی که فقط به ظاهر توجه دارد، از حقیقت بیخبر است و درک عمیقتری از عشق و دوستی نیاز دارد. به طور کلی، شعر بر اهمیت عمق رابطهها و آگاهی نسبت به افراد تأکید میکند.