نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۸۷ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چو رویِ یارِ من زیبا نباشد

قمر در خانۀ جوزا نباشد

چه می گویم که تابِ ماهِ رویش

فروغِ مهرِ گردون را نباشد

چو خدّش لالۀ حمرا نروید

چو خطّش عنبرِ سارا نباشد

نباشد چون لبش لعلِ بدخشان

چو دندانش دُرِ دریا نباشد

سیه چشمانِ فردوسِ برین را

به خلوت خانۀ او جا نباشد

اگر او نگذرد بر طرفِ بازار

میانِ شهریان غوغا نباشد

نباشد عیب اگر نازک دلان را

شکیب از یارِ بی هم تا نباشد

ملامت بر نزاری نیست جایز

سرِ شوریده بی سودا نباشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی زیبایی و جذابیت یار است و می‌گوید که اگر چهره‌ی محبوب زیبا نباشد یا ویژگی‌های خاصی نداشته باشد، هیچ چیزی نمی‌تواند زیبایی او را جبران کند. شاعر به توصیف ویژگی‌های یار می‌پردازد و می‌گوید که در غیاب او، دنیای اطراف بی‌معنا و سرد است. او همچنین اشاره می‌کند که بدون وجود عشق و جذابیت محبوب، تحمل دوری و عذاب‌های عاشقانه سخت است و در نهایت می‌گوید که انتقاد از عاشقانی که در جست‌و‌جوی عشق هستند چیز مناسبی نیست.