شمارهٔ ۴۹ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
نظر از جانب ما کن زکات زندگانی را
دلی ده باز ما را صدقة جان و جوانی را
به بوسی از سرم کردن توانی دفع صفرا را
به بویی از دلم بردن توانی ناتوانی را
چه بادش گر به دلداری دمی با بی دلی داری
نصیحت گوش کن عادت مکن نامهربانی را
به دندان می کنم دست از خلافِ وعده های تو
نباشد اعتبار الحق حدیث سر زبانی را
به جان و دل فرود آمد بلای عشق تو ناگه
نگرداند کسی از خود بلایِ آسمانی را
دل از من بستدی آری دل و جانم فدای تو
تفاوت در دلی دادن چه حاجت یار جانی را
نزاری گر به زاری خاک شد بر آستان تو
نباشد اعتباری چارچوب استخوانی را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احساسات عمیق و پیچیده عشق و دلنگرانیهای ناشی از آن است. شاعر از طرفی به زکات زندگی اشاره میکند و از سوی دیگر خواهان توجه و محبت محبوب است. او احساس میکند که عشقش به او بلا و سختی به همراه دارد، اما با این حال از دل و جانش برای محبوب فدای او میشود. شاعر بر این نکته تأکید میکند که محبت و مهربانی واقعی نباید به شیوههای ظاهری و سطحی محدود شود و اهمیت صداقت و وفا در روابط انسانی را یادآور میشود. همچنین، او به این موضوع اشاره میکند که در عشق واقعی، دل سپردن و از خودگذشتگی ضروری است.