نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۰۲ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

مرا در سینه سودای تو باشد

سواد دیده در پای تو باشد

چه می خواهی بیا بنشین زمانی

خوشا آن دل که یغمای تو باشد

اگر باشد درین عالم بهشتی

جمال عالم آرای تو باشد

چه در گنجد دگر در آشیانی

که در وی مرغ سودای تو باشد

محبت می کند یارا وگر نی

که را حدِ توانای تو باشد

نزول پادشاه و کنج درویش

چه گویی بنده را جای تو باشد

مراعاتِ دل شوریده بختی

توانی کرد اگر رایِ تو باشد

چراغ خانه جانِ نزاری

رخ آیینه سیمای تو باشد

تمنایی ست هرکس را به محشر

مراد من تماشای تو باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر درباره‌ی عشق و آرزوی وصال معشوق است. شاعر از عشق عمیق خود به محبوب صحبت می‌کند و می‌گوید تمام آرزوها و تمنای او در دیدار و تماشای محبوب خلاصه می‌شود. او با ذکر زیبایی‌ها و ویژگی‌های معشوق، از دوست می‌خواهد که مدتی کنار او بنشیند. همچنین به وجود بهشت و خوشی‌ها اشاره می‌کند که تنها در حضور محبوب احساس می‌شود. در نهایت، شاعر ابراز می‌کند که تنها خواسته‌اش در روز قیامت، دیدن چهره محبوب است.