شمارهٔ ۵۲۸ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
محققان که ز خُمخانهٔ ازل مستند
نخست نیست بباشند و بعد از آن هستند
روندگان حقایق برستهاند از خود
که هم ز گام نخستین به دوست پیوستند
ز پا فرو ننشینیم تا به دست آریم
بسا که بیهده برخاستند و بنشستند
به میوه زان نرسیده دست بدبختان
که شاخ نیک بلند ست و عاجزان پستاند
گره از آن نگشادند باز از این رشته
که هر گروه دگر صورتی دگر بستند
سر مقام نداریم و فارغیم ز گنج
بسی چو ما ز چنین کُنج ها برون جستند
به نزد ما چه خطا توبهء مزلزل را
هزار توبه محکم درست بشکستند
بیا به کوی خرابات عارفان را بین
به می نشسته و هر یک دو جام بر دست اند
شراب شوق بخورند و مست لایعقل
چنان شدند که از هر دو کون وارستند
نزاریا ببُر از خود که بت پرستیدن
به مذهب من از آن به که خویش بپرستند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به بررسی جستجو برای حقیقت و معنای واقعی زندگی میپردازد. شاعر به این نکته اشاره میکند که محققان و عارفان در جستجوی حقایق از خود و جهان پیوستهاند و نباید از این مسیر دست برداشت. او بر ضرورت پیوستگی و تلاش در این مسیر تأکید دارد و warns میدهد که بسیاری از افراد، به علت تردید و ناتوانی، از رسیدن به میوه حقیقت محروم میمانند. متن همچنین به نقد توبههای ناپایدار و بیفایده میپردازد و به دعوت از قرار گرفتن در جمع عارفان و نوشیدن شراب شوق میپردازد. در پایان، شاعر به اهمیت پرستش خویش به جای بتپرستی اشاره میکند، تحولی که به رهایی و آگاهی معنوی میانجامد.