شمارهٔ ۵۳ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
یارب به عفو توست امید نجات ما
بپذیر عذر و در گذر از سیئات ما
اِرحم به فضل خود که ندارد تعلقی
الا به رحمت تو حیات و ممات ما
گر نه به حب آل نبی ممتلی بود
ناید به هیچ کار نفوس و ذوات ما
بر هرزه از عدم به وجود آمدیم نی
سرّی بود هر آینه هم در حیات ما
مولود ما ز نطفة امرست در وجود
ولدان به اصل باز برند امهات ما
دام غرور بر گذر ما نهاده اند
رای و قیاسِ منقلب بی ثبات ما
فریاد ما ز رای و قیاس محال ماست
نه نه قیاس و رای نه، عزی و لات ما
بست ها که در مخیلة ما مصورند
در سومنات نیست زهی ترّهات ما
شاید اگر چو لات پرستان لقب نهند
بت خانة مخیله را سومنات ما
پنجاه سال بی هده گفتی نزاریا
وز صد یکی هنوز نگفتی صفات ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر امید و توکل به رحمت الهی است. شاعر از خداوند میخواهد که عذر او را بپذیرد و از خطاهایش بگذرد. او به فضل الهی اشاره میکند و یادآور میشود که زندگی و مرگ انسان تنها به رحمت خدا بستگی دارد. شاعر بر این باور است که بدون حب و دوستی اهل بیت پیامبر، هیچ انسانی نمیتواند به سعادت دست یابد. همچنین، او به زوایای تاریک و فریبکارانه ذهن انسانها اشاره میکند و میگوید که بسیاری از تصورات و معیارهای ما نادرست است. در نهایت، شاعر از خدای متعال میخواهد که او را درک کند و به او یاری رساند.