نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۶ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

جای گنج است کنج خانهٔ ما

نقد وقت است در خزانة ما

راح بستان که روح قدس به فخر

می نهد سر بر آستانهٔ ما

تا کند مستی و برون آید

جرعه ای از می شبانهٔ ما

طبق سیم و زر اگر نبود

چه خلل در شرابخانهٔ ما

خم دهقان همیشه می دارد

به زر و سیم بر چمانهٔ ما

خوش بود یک زمان که هیچ زمان

نبود خوشتر از زمانهٔ ما

پادشاهی به ما رسید که باز

باز آمد به دستوانهٔ ما

نه که خود باز را نشیمن گاه

بود پیوسته آشیانهٔ ما

دین و دنیا به نزد ما دو زنند

سه طلاقند هر دوگانهٔ ما

ابلهان اهل جنّت اند اکثر

تو ندانی در ابلهانهٔ ما

تیر می افکن و کمان می پوش

بی نشانی بود نشانهٔ ما

بشنو ای یار از نزاری زار

زاری ما و زاریانهٔ ما

دمِ او گرچه دام مرغان است

نیست هر مرغ مرد دانهٔ ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان ارزش و زیبایی‌های نهفته در زندگی و کنج خانه شاعر می‌پردازد. شاعر به گنجی اشاره می‌کند که در خانه‌اش وجود دارد و این گنج به معنای زیبایی‌ها و نعمت‌های روحانی و مادی است. او به اهمیت لحظه‌های زندگی، بخصوص در زمان‌های سخت و فصول سرد، تاکید دارد و اشاره می‌کند که لحظات خوشی و پادشاهی به او رسیده است. همچنین به تضادهای دین و دنیا و نظر ابلهان درباره بهشت می‌پردازد و به نوعی سعی دارد تا مرگ و زندگی را با هم جمع کند. در انتها، شاعر از یاری درخواست می‌کند تا به زاری او گوش فرا دهد و به تفاوت‌های موجود در زندگی اشاره می‌کند.