نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۳۱ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

کسانی که ما را ندانسته‌اند

زبان‌ها به ما درکشانسته‌اند

دورویی حوالت به ما می‌کنند

عداوت بدان جا رسانسته‌اند

ندانسته‌ای آنکه مردان حق

تصرف در اکوان توانسته‌اند

ز هر دو جهان سوزناکان عشق

دل و جان خود را رهانسته‌اند

چه گویی در ایشان که رخش جهاد

به کون و مکان در جهانسته‌اند

نیارست مجنون به خویش آمدن

مرا هم ز من واستانسته‌اند

عفاریت اگر آدمی صورتند

حقیقت به مردم نمانسته‌اند

بگو بال منکر برون آورند

خیالی که در سر نشانسته‌اند

نزاری به مقصد کسانی رسند

که مقصود خود را ندانسته‌اند

منه بر عنان گروهی عنان

که بیهوده مرکب دوانسته‌اند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی سوءتفاهم‌ها و نادانی‌هایی است که مردم نسبت به حقایق و عشق دارند. شاعر به انتقاد از دورویی و عداوتی می‌پردازد که از نادانی ناشی می‌شود و اشاره می‌کند که افرادی که به حقیقت پی برده‌اند، از عشق رنج می‌برند و خود را از دنیا آزاد کرده‌اند. او همچنین به ناکامی کسانی که به دنبال مقصود خود هستند، اشاره می‌کند و بر این نکته تأکید می‌کند که برخی بدون شناخت و آگاهی، بی‌هدف و بیهوده در زندگی حرکت می‌کنند. پایان شعر به عدم درک عمیق انسان‌ها از حقیقت و عشق اشاره دارد و به نوعی بر لزوم آگاهی و شناخت تأکید می‌کند.