شمارهٔ ۵۴۹ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
آن کداماند و کیاناند و کجا میباشند
کز خرد دور و برانگیخته با اوباشاند
گرچه آزرده و رنجور شود دلهاشان
از جفای دگران سینۀ کس نخراشند
برِ این کِشته گر ابلیس خورد گر آدم
همچنان مجتهدان دانۀ خود میپاشند
گر به دربانیِ دل نصب شوی قانع باش
ماه و خورشید در این پردهسرا فرّاشاند
نیست با مردمِ نادان سخنِ منکر حق
که ندانی که گدایانِ خدا قلّاشاند
خویشتن را ز خدا دان و منافق بشمار
اغلب اربابِ حقایق به جهالت فاشاند
واعظ آن است که اثبات کند نفیِ وجود
گز ز من راست بپرسی دگران فحّاشاند
صلح کردهست و سپر بر سرِ آب افکندهاست
با نزاری همه زان در جدل و پرخاشاند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به بررسی افراد نادان و مجتهدان میپردازد و به نقد رفتارهای آنان میپردازد. افرادی که از حقایق دورند و تمایلی به فهم درست مسائل ندارند، حتی اگر دلشان رنج بکشد، از جفای دیگران شکایت نمیکنند. در عین حال، کسانی که خود را دانا میپندارند گاهی به جهالت دچارند. همچنین به این نکته اشاره میشود که در این دنیا، حقایق و دروغها در هم آمیختهاند و آنهایی که به دنبال حقیقتاند باید از منافقها و بیتوجهان دوری کنند. در نهایت، متن به جنگ و جدل میان افراد اشاره دارد و نشان میدهد که برخی در حال صلحجویی هستند در حالی که دیگران درگیر نزاع و جدلاند.