شمارهٔ ۵۵۳ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
اگر وصال تو دفع مفارقت نکند
زمانه ریش دلم را معالجت نکند
هزار سال وصال از تصوری که مراست
کرای یک دم روز مرافقت نکند
مکن به خون من بیگناه سعی که یار
به قتل یار موافق مبالغت نکند
به حسن غره مشو با شکستگان آن کن
که ایزدت به قیامت مطالبت نکند
مپوش روی ز صاحبنظر که او خود اگر
حرام باشد هرگز مشاهدت نکند
بود که شاهد پاکیزه روی با درویش
به یک دو بوسه سزد گر مضایقت نکند
خلاف اهل نظر گفته اند اهل صلاح
فرشته دیو صفت را متابعت نکند
اگر خلاف نمودی به خوب رویان میل
نظر بدوختمی تا مطالعت نکند
نزاریا نظر بی غرض کنی که خدای
همین گناه کسی را مؤاخذت نکند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عاشقانه و دلتنگی پرداخته و نشان میدهد که وصال معشوق نمیتواند درد جدایی را از بین ببرد. شاعر به زیباییها و ظواهر عشق اشاره میکند و میگوید که اگر بین عاشق و معشوق صداقت و همدلی وجود نداشته باشد، عشق واقعی نمیتواند شکل بگیرد. او همچنین نسبت به قضاوتهای دیگران درباره عشق هشدار میدهد و تأکید میکند که از عشق خالص و بینیاز باید مراقبت کرد. در نهایت، شاعر به اهمیت نیت و بیغرضی در عشق اشاره کرده و بیان میکند که گناه کسی که نیت خالص دارد جایی برای مؤاخذه ندارد.