شمارهٔ ۶۰۲ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
باغ چو دیباوشیست در قدم نوبهار
نالۀ مرغان خوش است بر رخِ گُل زار زار
چون ز نسیمِ صبا گشت معطّر هوا
فاخته شد با نوا بر سرِ هر کوهسار
خیز و دو سه بادهخور پردۀ خود را بدر
پس کن ای خوش پسر راز نهان آشکار
از طربِ بلبلی خفته به زیرِ گلی
مست چو لایعقلی خرمنِ گل در کنار
عیش همین یک نفس باش نزاری و بس
در رهِ دیگر هوس خاصه به فصلِ بهار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیباییهای بهار و سرزندگی طبیعت اشاره دارد. باغ به مانند دیبایی زیباست و نغمههای خوش مرغان در کنار گلها حس شادی و شگفتی را به وجود میآورد. با وزش نسیم، همه جا عطرآگین میشود و فاختهها با نواهای خود بر فراز کوهها آواز سر میدهند. شاعر از کسی میخواهد که از رازهای نهان پرده بردارد و از لذتهای زندگی بهرهبرداری کند. این شعر با دعوت به شادی و زندگی در لحظه به پایان میرسد، به ویژه در فصل بهار که زمان مناسبی برای خوشی و نشاط است.