شمارهٔ ۶۰۵ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
غمِ جانانۀ ما بر دلِ ما اولاتر
دلِ دیوانۀ ما بندِ بلا اولاتر
هر وفایی که نه با دوست به اخلاص کنی
جور لایقتر از آن است و جفا اولاتر
گر مسلمانی و گر گبر ریا واجب نیست
کافری کردنِ مطلق ز ریا اولاتر
کعبه جستن به ریا کافریِ پنهانیست
بت پرستیدن پیدا به صفا اولاتر
لوحِ وسواس چه خوانی چو قلم بشکستند
حکم کز دستِ قضا رفته رضا اولاتر
عاشقان را که ز اسلام و سلام آزادند
روی در قبلۀ جان پشت دوتا اولاتر
عقل با عشق مصاحب نتواند بودن
پنبه از آتشِ سوزنده جدا اولاتر
ذوالفقارِ کفِ حیدر به شبان لایق نیست
شک نباشد که شبان هم به عصا اولاتر
زاهد و صومعه ورند و خراباتِ مغان
عاشق و عشقسزا هم به سزا اولاتر
نقدِ هر کان به مکانی دگر اولا باشد
زر به مخلوق و نزاری به خدا اولاتر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان غم و عشق میپردازد و در آن تأکید میشود که محنت و درد دل عاشق بر مسائل دیگر ارجح است. شاعر بر این نکته تأکید دارد که هر وفا و صداقتی که نسبت به دوستان نباشد، ارزشی ندارد و در واقع جفا و ظلم به عاشق بیشتر است. او همچنین اشاره میکند که ریاکاری از هر دین و مذهبی دوری گزیننده است و کفر واقعی در زیر نقاب ریا پنهان است. اهمیت صداقت و خلوص در عشق و دین مورد تأکید قرار میگیرد و نشان میدهد که عشق حقیقی بالاتر از هر ظاهری است. در نهایت، شاعر تأکید میکند که عشق و محبت در هر حالتی سزاوارتر و برتر از زهد و عبادت ظاهری است.