نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۲۸ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

هین که به جان آمده‌ام دست گیر

رحم کن و بار دگر در پذیر

هر چه کنی من نکنم اعتراض

بر من اگر رفت خطایی مگیر

تیغ ز بازوی تو و سر ز من

گردن تسلیم نپیچد اسیر

بس که کمان گوشهٔ ابروی تو

بر دلم از غمزه روان کرد تیر

شد تُتُق سینهٔ من جعبه‌ای

جعبه نکرده‌ست کسی از حریر

بر دل پر آتش من رحم کن

دل چه حدیث است تنور اثیر

بر مژه ی چشم پر آبم ببخش

چشم غلط می‌کنم ابر مَطیر

ناله ی زارم بشنو هم چو نی

گونه ی زردم بنگر چون زریر

عقل ز من گشت جدا از جنون

خلق ز من گشت نفور از نفیر

هم نظری کن به نزاری زار

چند کند ناله به زاری چو زیر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر حالاتی از عشق و درد و تسلیم در برابر معشوق است. شاعر از معشوق درخواست کمک و بخشش می‌کند و ابراز می‌دارد که هر چه از او بگذرد، اعتراضی نمی‌کند. او به عمق درد و رنج خود اشاره می‌کند و می‌گوید که دلش همچون جعبه‌ای پر از غم است. در این شعر، خلاف رفتار و عواطف شاعر، او نمی‌تواند از عشق خود دور شود و در نهایت به حالت ناامیدی و زاری می‌رسد. شعر به خوبی تضاد بین عشق و درد را نشان می‌دهد و احساسات را به تصویر می‌کشد.