شمارهٔ ۶۴۷ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
ز پندار خود رهبری بر مساز
مرو ای برادر چنین بر مجاز
اگر روی داری به روی محق
به بتخانه حق است کردن نماز
وگر با خود از خود بری چون مسیح
سر سوزنی از تو جویند باز
به خود ناقصی کاملی کن طلب
ز من بشنو ای بیخبر مُخِّ راز
مکن هیچ اضداد را تربیت
که عنبر نسازد کسی از پیاز
ز دروازهٔ شهر دنیا به خود
برون کی توانی شدن بیجواز
به صبح هدایت توانی رسید
به انوار روز از شب دیرباز
که من تا ز ظلمت برون آمدم
بسی روز کردم شبان دراز
نزاری به پای هوا و هوس
دویدی بسی در نشیب و فراز
کنون از تک و پوی ایمن شدی
مرو بیش ازین در پی حرص و آز
طمع بگسل و بیش از این وا مگیر
ز دامان امید دست نیاز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به معنای هوشیاری و خودآگاهی اشاره دارد و warns از پیروی از افکار نادرست و غیر حقیقی. شاعر به برادرش میگوید که نباید دل به چیزهای بیاساس بسپارد و اگر به حقیقتی میخواهد روی آورد، باید در مسیر درست قدم بردارد. او همچنین به این مفهوم اشاره میکند که انسان باید خود را از شهوت و حرص دور کند و به دنبال کمال و دستیابی به حقیقت باشد. در نهایت، با تاکید بر اهمیت دست کشیدن از طمع و امید به چیزهای غیرواقعی، شاعر به سوی روشنایی و هدایت رهنمون میشود.