نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۴۹ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

پیاپی بده ساقیا شیرهٔ رز

که دارد نشاطی عصیر زبان گز

اگرچند فرق است بر شیره می را

چو از رنگ بسّد به تخصیص بر کَز

ولیکن به وقت ضرورت به پشمین

قناعت کند صاحب اطلس و خز

فروماندگان را چه می‌آزمایم

که مهتاب را مرد نادان کند گز

ز کیف و کم صرف و نحوش چه حاصل

هنوز آن که ابجد نخوانده ست و هوّز

حجاب تو گر بشنوی نیست جز تو

هم از خود به خود بر متن گر نیی قز

به قلاشی افسر به سر برنهادن

قبایی است بر قامت من مطرّز

مرا چشم بر دور ساقی گرفتن

همان موج بحرست و امید از خز

نزاری و جام می و جان شیرین

سخن ختم کردم به الفاظ موجز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزل دربارهٔ لذت‌های زندگی و اهمیت شادابی و نشاط است. شاعر از ساقی می‌خواهد که شیرهٔ رز را مدام به او بدهد، زیرا این نوشیدنی او را شاداب می‌کند. او به تفاوت‌های میان مشروبات اشاره می‌کند و می‌گوید در زمان نیاز، حتی افرادی که در زندگی مادی خود سنگین هستند، به چیزهای ساده هم قناعت می‌کنند. شاعر همچنین به بی‌فایده بودن قضاوت کردن دیگران اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که ارزش‌ها و زیبایی‌ها را نمی‌توان با معیارهای ظاهری سنجید. او در نهایت بیان می‌کند که زندگی، همچون دریایی است که امید و آرزو در آن نهفته است و با ختم سخنانش، به سادگی و زیبایی زندگی اشاره می‌کند.