شمارهٔ ۶۹۳ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
فرخنده روزگارِ گدایانِ خارکش
چون اشترانِ مستِ تنگ خوار و بارکش
آخر شتر به قوّت و شوکت چنان که هست
داده ست اختیار به دستِ مهارکش
گر شد دوباره قافیه امّا دو شاهدند
تو هر دو را سبک ز میان در کنار کش
از تو چه منفعت که شترمرغِ مطلقی
نه بالِ بر پریدن و نه پشتِ بارکش
ای سال خورده بر نود و صد کشیده گیر
وآن گه قیاس کرده ز صد بر هزار کش
چون عاقبت نهایت اعمار لازم است
باری به نقدِ وقت میِ خوش گوار کش
مهر از زمانه بگسل و دل در جهان مبند
زین بر کمیت می نه و تنگ استوار کش
از اهلِ روزگار مکن احتمالِ جور
باری چو می کشی ستمی هم ز بار کش
دنیا که هست مزرعه الآخرت درو
آسایش و مجاهده از نور و نار کش
نیک و بد و حلال و حرام و نشاط و غم
در می نخست عیش کن آن گه خمار کش
از طاعتِ مزوّرِ خود بیش ازین مناز
این می ز جامِ مرحمتِ کردگار کش
آزست و بس زبانۀ دوزخ نزاریا
نیلِ نیاز بر رخِ زردِ نزار کش
یا رب نیازمند به بخشایشِ توام
پاک از میانِ معصیتم بر کنار کش
خّطِ جواز ده به نزاری که بی حجاب
آزاد وار رخت به دار القرار کش
ای ناگزیر رحم کن و خّطِ مغفرت
در سیَئات بنده به روزِ شمار کش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ زندگی و تجربههای انسانی است و به نکات مهمی مانند گذران عمر، اندیشههای معنوی، و درک از دنیای مادی و معنوی اشاره دارد. شاعر با استفاده از مثالهایی همچون شتران و سال خوردهها به بررسی شرایط زندگی میپردازد و بر لزوم بهرهبرداری از زمان تأکید میکند. او میگوید که دنیا همانند مزرعهای است که در آن باید برای آخرت خود تلاش کرد و در این مسیر از خوشیها و غمهای زندگی درس بگیریم. در نهایت، شاعر از خداوند طلب مغفرت و رحم میکند و در کشاکش زندگی به جستجوی بخشایش میپردازد.