نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۰ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آدینه مست مرا دید محتسب خراب

می آمدم برون ز خرابات مست بی نقاب

آغاز کرد بی هده گفتن کی ای فلان

از چون تویی خطاست چنین کار ناصواب

آدینه چون به مجلس واعظ نیامدی

نشنیدی از خطیب که چون می کند خطاب

ای فارغ از بهشت نمی بایدت نعیم

وی غافل از جحیم نمی ترسی از عقاب

گفتم که احتساب خراباتیان که کرد

هرگز که دید کوی خرابات و احتساب

گر راست بشنوی ز خراباتیان بسی

راغب تری به شرب سر از راستی متاب

بر من چه اعتراض کنی دفع خویش کن

کز خود برون نرفته به زهدت چه احتساب

اینک بهشت اگر به قضا داده ای رضا

وینک جحیم اگر طمعی داری از شراب

از مجلسی چه می کنم اینجا که می کنند

هر دم روایتی درگر از آیت عذاب

من در بهشتِ مجلسِ اصحاب می خورم

بر بانگ چنگ و ضرب دف و نغمه ی رباب

آن جا نه جای تست نه میخانه راه تو

زهّاد را پدید بود مرجع ومآب

آن ها که سر به دنیی و دین درنیاورند

حلاج وار طوق ندانند از طناب

کردند اعتصام به حبل الله و زدند

دست وفا به دامان اولاد بوتراب

بی بال مانده ای نتوانی پرید از آنک

ناممکن است جلوه ی طاووس از غراب

مثل تو پاک تن نبد آن قوم پاکباز

گنجشک را رسد که کند پنجه با عقاب

ایشان منزّه اند و تو موقوف نام وننگ

ای گاو لاغری مفگن خر در این خلاب

منگر به عاشقان به حقارت که می کنند

شیران نر زه معرکه ی عشق اجتناب

افسرده را چه غم که نزاری در آتش است

ای دست گیر هان که ز سر درگذشت آب

یارب تو آگهی که محبّ ولایتم

روز جزا به قدر محبان دهم ثواب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به نقد محتسب و زاهدان می‌پردازد که به ظاهر پیرو دین و اخلاق هستند اما در باطن خود دچار تردید و فسادند. وی به آدینه مستی اشاره می‌کند که بدون ترس از عواقب با خویش به صداقت رفتار می‌کند. شاعر تأکید می‌کند که حقیقت عشق و زندگی در خرابات و میخانه‌هاست، نه در تظاهر به دینداری و زهد. او به زاهدان می‌گوید که بهشت و جحیم را باید در زندگیشان بیابند و به عشق و آزادگی رو کنند. در پایان بر این نکته تأکید می‌ورزد که کسانی که در عشق حقیقی پا گذاشته‌اند، از نظر او برتر و منزه هستند.