شمارهٔ ۷۳۴ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
دوستان آه از فراق آه از فراق
الغیاث از اشتیاق از اشتیاق
دفع غم را جز می استعداد نیست
کم ترک می افتد آن هم اتفاق
وقت وقتی جرعه ای گر می چشم
زهر می گردد ز تلخی در مذاق
سیر کرد از زندگانی غربتم
چند گردم در خراسان و عراق
صبر من بگریخت از غوغای عشق
هم چنان کز حمله ی تنّین براق
آه اگر دولت اجابت می دهد
وقت رجعت بگذرم همچون براق
گر نبینم آفتاب روی دوست
ماه امیدم بماند در محاق
بلعجب کاری و مشکل حالتی
دیده در غرقاب و تن در احتراق
قصه کوته کن نزاری بازگوی
دوستان آه از فراق آه از فراق
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به درد و رنج ناشی از فراق و جدایی اشاره دارد. شاعر از اشتیاق و غمهای عمیق خود به دوستان سخن میگوید و بیان میکند که جز عشق و می نمیتواند این غم را تسکین دهد. او از سفرها و غربتهایش در خراسان و عراق صحبت میکند و از احساس تنهایی و ناامیدی ناشی از دوری از محبوبش گلایه میکند. در انتها، شاعر درخواست میکند که از این داستان غمانگیز کوتاهتر بگوید، زیرا درد فراق او را بینهایت رنج میدهد.