نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۷ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ماه نو بنمود رخسار از نقاب

ساقیا در ده سبک جام شراب

آتش سی روزه را بنشان به آب

خاصه خوب آبی معطر چون گلاب

آتشین آبی که در جام بلور

می نماید راست چون لعل مذاب

جوهری پاکیزه اما بی عَرَض

آفتابی روشن اما بی حجاب

آفتابش گفتم و می دان که هست

آفتاب از عکس او در اضطراب

عکس می در چشم ما بودی چنانک

تشنه ای اندر بیابان در سراب

لاجرم امروز در خم می جهم

گرچه میکردم از او دی اجتناب

در خرابی می روم زیرا که هست

عالم معموری من در خراب

روز و شب مست و خرابم چون کنم

با فقیهان بحث در بعث و ثواب

عالمی می گفت در ماه صیام

تا نزاری چون رهد یوم الحساب

گفتم او گو خلق را از ره مبر

من خود آنجا در نمانم از جواب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزل از شاعر، با تصاویری زیبا و شاعرانه آغاز می‌شود که ماه نو را تشبیه به چهره‌ای زیبا کرده و ساقی را دعوت به سرو شراب می‌کند. شاعر از آتش درون خود که سی روزه است، سخن می‌گوید و از ساقی می‌خواهد که آن را با آب خنک و خوشبو آرام کند. او همچنین به زیبایی و روشنی شراب مانند لعل مذاب اشاره می‌کند و رویایی را توصیف می‌کند که در آن جواهرات پاک و آفتاب را می‌بیند. شاعر بیان می‌کند که علی‌رغم تمایل به دوری از می، امروز به آن جذب شده است و خود را در عالم خرابی می‌یابد. او نسبت به بحث‌های فقهی و امور آخرت بی‌اعتنا است و در حالی که مست و آشفته است، از عالمان دینی انتقاد می‌کند که مردم را از حقایق زندگی دور می‌سازند. در پایان، شاعر خود را در میانه این محاجه می‌بیند و به این نتیجه می‌رسد که نمی‌تواند از پاسخ خودداری کند، زیرا تجربه‌اش او را در این روز به چالش کشیده است.