شمارهٔ ۷۸ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
قیامت بر انگیخت ما را ز خواب
به محشر رسیدیم و خیر المآب
سرافیل وحدت فرو کوفت صور
ولی مرده دل در نیامد ز خواب
بر آورد از سوزناکان دمار
ز افسرده نه تف بر آمد نه تاب
قیامت در این حال ما منتظر
وگر بر نیندازد از رخ نقاب
به دیوان روز مظالم به حشر
بماند خجل از سوال و جواب
چه آن جا به کارست از این جا ببر
چو بردی ز فردوس بشنو خطاب
به زلزال ارض و به طی سما
چه حاجت تو را وقت خود بازیاب
وگر هم بر افتد زمان و زمین
مخور غم چو ایمن شدی از عذاب
به زاری نزاری فرومانده ای
چو مجرم میان ثواب و عقاب
حساب ار به اعمال و کردار ماست
خدایا مکن نا امید از ثواب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف روز قیامت و حال انسانها در آن روز میپردازد. شاعر از بیداری انسانها از خواب غفلت در روز محشر صحبت میکند و به نقش سرافیل (ملاك قیامت) اشاره میکند که صور را مینفخی و انسانها را از خواب بیدار میکند. اما برخی از افراد، به دلیل دل مردهشان، هنوز در خوابند و از حال قیامت غافلند. شاعر به وضعیت انسانها در آن روز اشاره میکند که در دیوان اعمال، از سوالات و جوابها خجل و شرمندهاند. او به اهمیت اعمال انسانها در دنیا و آثار آن در آخرت اشاره میکند و از خدا میخواهد که او را ناامید از رحمت خود نکند. در نهایت، او به یادآوری این نکته میپردازد که در قیامت، عملکرد انسانها مورد بررسی قرار میگیرد و نباید از عذاب بترسند اگر که به اعمال خوب خود ایمان دارند.