نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۹۳ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

در خیال آبادِ خود بنشسته ام

در به رویِ نیک و بد بر بسته ام

گو مدارِ چرخ هر چون خواه باد

من چو نقطه ثابت و آهسته ام

فارغم از نام و ننگ و صلح و جنگ

هیچ دیگر نیست از خود رسته ام

یافتم از چاهِ ظلمانی خلاص

زان که در حبل المتین پیوسته ام

می نهم مرهم بسی مجروح را

گرچه هم از خویشتن دل خسته ام

می کشد عشق از کنارم در میان

گرچه از دستِ ملامت جسته ام

با نزاری گرچه تنها خوش ترست

در خیال آبادِ خود بنشسته ام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر حالتی از آرامش و آزادی درونی است. شاعر در دنیای خیال خود نشسته و از نگرانی‌های خوب و بد دنیا برکنار است. او بر این باور است که در مقابل تحولات زندگی، ثابت و آرام است. از نام و ننگ و جنگ و صلح فارغ شده و خود را از قید و بندها رها کرده است. شاعر به نوعی نجات از ظلمت و مشکلات را در پیوستن به حقیقت و دوستی احساس می‌کند. او می‌کوشد به دیگران کمک کند، حتی اگر خود در درون احساس خستگی کند. عشق او را جذب می‌کند و او به تنهایی، در دنیای خیال خود خوشحال است.