شمارهٔ ۸۱۴ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
ندارم کار با افلاک و انجم
من و پایِ خم و خشتِ سرِ خم
نشاید توبه بر من بست هیهات
به گیرایی اگر گردد سریشم
نیم زان ها بحمدالله که دایم
دَمادَم حرصشان باشد دُمادُم
اگر کیمخت و بلغاری نباشد
که در پوشم من و کژگاو و جُم جُم
نعیمِ خلد هم سهل است و این جا
مرا آزاد کردند از تنعّم
خموشی و تحمّل شیوۀ ماست
چه برخیزد ز تشنیع و تظلّم
اگر هم سر در ابداعِ وجودیم
کسی را بر کسی نبود تقدّم
نه عقل است آن که وهمی می پرستند
تعقّل را چه نسبت با توّهم
نزاری می رود بر شارعِ راز
گهی پیدا و گه پی می کنم گم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این متن به بیان حالتی از آزادی و عدم وابستگی به امور دنیوی و معنوی میپردازد. او تأکید میکند که نیازی به ستایش آسمانها و ستارهها ندارد و در عوض به حالتی از ساده زیستی و بیتوجهی به حاشیهها اهمیت میدهد. همچنین به نقد توهمات و خیالپردازیها میپردازد و میگوید که در دنیای واقعی هیچ کس برتر از دیگری نیست. شاعر از حالتی از تحمل و سکوت صحبت میکند و به دنبال جستجوی حقیقت است. در نهایت، او نشان میدهد که رازهای زندگی گاهی قابل فهم نیستند و در جستجو برای کشف این رازها به پیش میرود.