نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۹ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ای شب هجران تو روز حسیب

زهره ی شیران بچکد زین نهیب

جمله تویی از خودی ام وارهان

در ره من نیست به جز من حجیب

با تو نخواهم به اضافت حضور

وز تو ندارم به مسافت شکیب

هر چه کنی حاکم مطلق تویی

خواه رعایت کن و خواهی عتیب

وصل امان کی دهدم بی خیال

عشق فرح کی دهدم بی فریب

درد و دوا چیست فراق و وصال

عشق و خرد چیست فراز و نشیب

گرچه بپیچی ز نزاری عنان

من چه کنم می رومت در رکیب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از شاعر نشان‌دهنده احساس عمیق عشق و درد فراق است. شاعر از یک طرف به جدایی و فراق از محبوب اشاره می‌کند و از سوی دیگر به قدرت و سلطه معشوق بر دل و جان خود. او تأمل می‌کند که هیچ چیزی جز خودش در مسیر عشقش وجود ندارد و از معشوق خواهان حضور است. همچنین، شاعر به تناقضات عشق، درد و درمان، و رابطه میان عشق و عقل می‌پردازد. در نهایت، او به ناچاری خود در قبول عشق و پیروی از محبوب اشاره می‌کند، حتی اگر این عشق سختی‌هایی به همراه داشته باشد.