نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۰۷ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

کار این است که از کارِ جهان آزادیم

به دلی فارغ از اندیشه ی جان آزادیم

فارغیم از هوسِ خواجگی و خیل و حشم

بل‌که از نیک و بدِ کون و مکان آزادیم

دیده ای سرو که در باغ برآید ز چمن

مفرد انیم که چون سروِ روان آزادیم

گه جوان یارِ قدم بودی گه پیرِ دلیل

بعد ازین از مددِ پیر و جوان آزادیم

سرّ هر نه فلک از خلق نهان گو می باش

ما هم از خلق و هم از سرّ نهان آزادیم

در نگیرد سخنِ دوزخ و جنّت با ما

حق گواه است کزین فارغ و زان آزادیم

پیش تر بستگیِ ما ز نزاری بودی

زو هم آزاد ببودیم و همان آزادیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به آزادی و رهایی از قید و بندهای دنیوی اشاره دارد. شاعر بیان می کند که از کارهای روزمره و افکار مشغولیت‌های دینی و دنیایی آزاد است و به درک عمیق‌تری از زندگی رسیده است. او از تمایلات و آرزوهای مادی و اجتماعی رهاست و به نوعی حیثیت روحی و معنوی دست یافته است. همچنین، او به این نکته اشاره می‌کند که نه از خواسته‌های جوانی و نه از تجربیات پیری وابسته است و از تمامی موانع و محدودیت‌های انسانی آزاد است. در کل، شعر بر آزادی معنوی و رهایی از قید و بندهای دنیوی تأکید دارد.