شمارهٔ ۹۳۳ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
ما گر چه ز خدمتت جداییم
تا ظن نبری که بیوفاییم
زانها که وفا به سر نبردند
زنهار گمان مبر که ماییم
ما زَرق و ریا نمیفروشیم
حال دل خویش مینماییم
نزدیک توییم گر چه دوریم
بیگانهنمای آشناییم
این بیت ز گفتهی نظامی
گوییم و ز دیده خون گشاییم
«آیا تو کجا و ما کجاییم
تو زانِکهای که ما تراییم؟»
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از جدایی خود از معشوق صحبت میکند و تأکید میکند که این جدایی به معنای بیوفایی نیست. او به وفاداری و صداقت خود اشاره میکند و میگوید که گرچه از هم دورند، همچنان به هم نزدیک هستند. شاعر با استناد به گفتههای نظامی، به عمق احساسات خود و عدم تفاهم موجود بین خود و معشوق اشاره میکند و در نهایت از فاصله و تفاوت میان آنها صحبت میکند.