نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۳۵ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ما از آن مستان که پنداری نِه‌ایم

لایقِ مستی و هشیاری نِه‌ایم

از گران‌بارانِ حملِ فطرتیم

زان گران‌جانان سرباری نِه‌ایم

گو میامیزید با ما اهلِ‌دل

زان که ما در بندِ دلداری نِه‌ایم

یار اگر بر در زند ما را رواست

زان که شایسته‌ی یاری نِه‌ایم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان حال و روز افرادی می‌پردازد که خود را از اهل دل نمی‌دانند و به نوعی درگیر دغدغه‌های دنیا هستند. شاعر می‌گوید که ما نه مست و نه هشیاریم و بار سنگین فطرت را بر دوش داریم. همچنین، اگر کسی به سراغ ما بیاید، به این دلیل است که ما در واقع لیاقت یاری را نداریم و به درستی در بند دل نبوده و از عمق عشق و معنویت دوریم. به عبارت دیگر، ما شایسته‌ی محبت و یاری نیستیم.