نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۳۴ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

می‌خواره و می‌پرست ماییم

می در سر و می به دست ماییم

در حلقه‌ی نیستان کسانی

گر نیست شدند هست ماییم

آن‌ها که گهی چو انگبین‌اند

گه تلخ‌تر از کبست، ماییم

در کوی ملایک مقرّب

هم‌خانه و هم‌نشست ماییم

آن کس که ز کفر و دین به یک‌بار

شد فارغ و برشکست ماییم

از ننگ قبول و ردّ عامه

گر طابفه‌ای برست ماییم

هر کس ز شراب مایه‌ای مست

مستان می الست ماییم

قومی که به نیش طعنه دل‌شان

هر لحظه یکی بخست ماییم

افسرده چه می‌کند ملامت

آخر ز می‌ای که مست ماییم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به حال و هوای عاشقانه و مستی اشاره دارد. شاعر خود را در حالت مستی و عشق می‌بیند و به این نکته اشاره می‌کند که در جمع دوستان و عاشقان، احساس نزدیکی و همدلی دارند. او به تضادهای زندگی اشاره کرده و نشان می‌دهد که در عین حال که برخی افراد از عشق و می‌نوشند، هنوز نیز نقیضه‌هایی مانند تلخی و کفر وجود دارد. شاعر بر این باور است که هر کس از مسیر عشق و مستی بگذرد، در نهایت به یک حقیقت مشترک می‌رسد و کسانی که به می‌نوشند و عاشق هستند، به هم پیوسته‌اند و از قضاوت‌های دیگران بی‌نیازند. در نهایت، از ملامت و افکار منفی نسبت به خود و دیگران دوری می‌جوید و بر حال خوب مستی و عشق تأکید می‌کند.