شمارهٔ ۹۷۰ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
نخواهم هرگز از می توبه کردن
نمی ترسم ز خون رز به گردن
به روی دوستان تا می توان خورد
نخواهم اندُهِ بی هوده خوردن
اگر صد سال خواهم در جهان بود
بباید عاقبت ناچار مردن
نخواهد بود دنیا باکسی دوست
چرا باید به دشمن دل سپردن
دل عاشق چو باشد لوح محفوظ
نشاید نقش عشق از دل ستردن
نزاری مست باش اینجا که آنجا
نشاید جز محبت هیچ بردن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر اعتقاد شاعر به زندگی آزاد و بیپروا است. او به توبه از می (شراب) فکر نمیکند و از عشق و دوستیهایش لذت میبرد. شاعر به این نکته اشاره میکند که زندگی کوتاه است و نباید نگران مرگ بود، زیرا دنیا با هیچکس دوستی ندارد و نباید به دشمنان تأکید کرد. همچنین پیامی از عشق و اهمیت آن در زندگی ارائه میدهد، زیرا دل عاشق مانند لوح محفوظی است که نمیتوان عشق را از آن پاک کرد. در نهایت، شاعر به لذت از زندگی و محبت تأکید میکند و میگوید تنها چیزی که در این دنیا ارزش دارد، عشق و محبت است.