نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۹۱ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن

ای عشق تو در جان من از بدو کُن

جانا چنین بیگانگی با ما مکن

ما از الست آورده‌ایم این اتصال

اینجاست عشق تازه و عهد کُهُن

از ما اگر چه زلّتی صادر شود

تو بر مکن این اتصال از بیخ و بُن

در خون مسکینان مرو بی موجبی

بشنو خدا را از نزاری این سُخُن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و ارتباط عمیق بین انسان‌هاست. شاعر از عشق و اتصال روحی که از زمان‌های دور دارند صحبت می‌کند و از معشوق می‌خواهد که مانع این ارتباط نشود، حتی اگر خطاهایی از جانب او سر بزند. او همچنین از معشوق می‌خواهد که از آسیب به دل‌های آسیب‌پذیر دست بردارد و به پیام خداوند گوش فرا دهد. در کل، این شعر بیانگر اهمیت عشق و حفظ ارتباطات عاطفی در برابر مشکلات است.