نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۵ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / رباعیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

خون آمد و پیرامن چشمت بگرفت

خوش یافت مگر مأمن چشمت بگرفت

از بس که به غمزه خون ناحق کردی

خونی که چنین دامن چشمت بگرفت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره احساس غم و درد عاشقانه است. شاعر به زیبایی چشمان معشوقش اشاره می‌کند و از تأثیر عمیق عشق و غم بر روی خود می‌گوید. خون، نماد آسیب و غم است که به لباس چشم شاعر می‌ریزد و نشان‌دهنده شدت احساسات اوست. شاعر از ناحقی‌هایی که معشوق با غمزۀ خود به او وارد کرده، برای توصیف شرایطش استفاده می‌کند. در کل، شعر به قلمرو عاطفی و آسیب‌های عاشقانه می‌پردازد.