نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

باب پنجم در سخاوت - مذهب منسوخ عبید زاکانی

عبید زاکانی / اخلاق الاشراف / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

از ثقات مروی است که مردم در ایام سابق سخاوت را پسندیده داشته‌اند و کسی را که بدین خلق معروف بوده شکر گفته‌اند و بدان مفاخرت نموده فرزندان را بدین خصلت تحریض کرده‌اند. این قسم را چنان معتقد بوده‌اند که اگر مثلا شخصی گرسنه‌ای را سیر کردی یا برهنه‌ای را پوشاندی یا درمانده‌ای را دست گرفتی از آن عار نداشتی و تا به حدی در این باب مبالغه کردندی که اگر کسی این سیرت ورزیدی مردم او را ثنا گفتندی، و قطعا او را بدین سبب عیب نکردندی. علماء در تخلید ذکر او کتب پرداختندی و شعرا مدح او گفتندی.

استدلال این معنی از آیات بَیِّنات می‌توان کرد که «من جاء بالحسنه فله عشر امثالها، لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون». و از حضرت رسالت مروی است که :«السخی لایدخل النار و لو کان فاسقا».

عزیزی در این باب گفته است:

بزرگی بایدت دل در سخا بند

سر کیسه به برگ گندنا بند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در گذشته مردم به سخاوت بسیار ارج می‌نهادند و افرادی که دارای این ویژگی بودند، مورد ستایش و احترام قرار می‌گرفتند. آن‌ها دیگران را به انفاق و کمک به نیازمندان تشویق می‌کردند و بر این باور بودند که اعمال نیک مانند سیر کردن گرسنه یا پوشاندن برهنه، موجب اعتبار و عزت فرد می‌شود. این ارزش به حدی اهمیت داشت که شاعران و علما در مدح سخاوت‌مندان نوشته‌ها و آثار بسیاری تولید می‌کردند. آیات قرآن و احادیث پیامبر نیز به تشویق این اخلاق می‌پردازند، مانند این که هر کس کار نیکی انجام دهد، پاداش او چند برابر خواهد بود و سخاوت‌مندان از عذاب دوزخ در امان هستند. به گفته‌ای دیگر، بزرگانی که دل در سخاوت دارند، باید سجایای خود را همچنان حفظ کنند.