نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

باب اول در حکمت - مذهب مختار عبید زاکانی

عبید زاکانی / اخلاق الاشراف / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بخش 1

چون بزرگان و زیرکان خرده‌دان که اکنون روی زمین به ذات شریف ایشان مشرف است در تکمیل روح انسانی و مرجع و معاد آن تامل نمودند و سنن و آرای اکابر سابق را پیش چشم بداشتند، خدمتشان را بدین معتقدات انکاری تمام حاصل آمد. می‌فرمایند «بر ما کشف شد که روح ناطقه اعتباری ندارد، و بقای آن به بقای بدن متعلق است و فنای آن به فنای جسم موقوف»؛ و می‌فرمایند که «آنچه انبیا فرموده‌اند که او را کمال و نقصانی هست و بعد فراق بدن به ذات خود قائم است و باقی خواهد بود محال است، و حشر و نشر امری باطل. حیات عبارت از اعتدال ترکیب بدن باشد. چون بدن متلاشی شد آن شخص ابدا ناچیز و باطل گشت. آنچه عبارت از لذات بهشت و عقاب دوزخ است هم در این جهان می‌تواند بود، چنانکه شاعر گفته است:

آن را که داده‌اند همین جاش داده‌اند

و آن را که نیست؛ وعده به فرداش داده‌اند

لاجرم از حشر و نشر و عقاب و عذاب و قرب و بعد و رضا و سخط و کمال و نقصان فراغتی تمام دارند، و نتیجه این معتقد آنکه همه روزه عمر در کسب شهوات و نیل به لذات مصروف فرموده می‌گویند:

و اکثر این رباعی را بر صندوقچه گور پدران می‌نویسند:

و به سبب این عقیده است که قصد خون و مال و عرض خلق پیش انسان خوار و بی‌مایه می‌نماید:

الحق زهی بزرگان صاحب توفیق که آنچه چندین هزار سال با وجود تصفیه عقل و روح (بر دیگران) محجوب ماند، بی زحمتی بر ایشان کشف شد.

بخش 2

ای آنکه نتیجه چهار و هفتی

وز هفت و چهار دایم اندر تفتی

می خور که هزار بار بیشت گفتم

بازآمدنت نیست، چو رفتی رفتی

بخش 3

زین سقف برون رواق و دهلیزی نیست

جز با من و تو عقلی و تمییزی نیست

ناچیز که وهم کرده کان چیزی هست

خوش بگذر از این خیال کان چیزی نیست

بخش 4

بر او یک جرعه می همرنگ آذر

گرامی‌تر ز خون صد برادر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به بررسی باورهای عمیق و نظریات بزرگان و اندیشمندان در مورد روح انسانی و ماهیت وجود آن پرداخته است. نویسندگان بر این عقیده‌اند که روح ناطقه تنها به وجود جسم وابسته است و در نهایت با مرگ جسم محو می‌شود. آنها آثار انبیا را غیرواقعی می‌دانند و معتقدند که خوشی‌ها و عذاب‌ها تنها در این دنیا وجود دارند. این رویکرد، انسان‌ها را به سمت اعمال خودخواهانه و لذت‌طلبی سوق می‌دهد و به مرور زمان بسیاری از افراد را از مسأله معاد و مسئولیت‌های اخلاقی غافل می‌کند. در نهایت، متن به این نتیجه می‌رسد که بسیاری از حقیقت‌ها با وجود تلاش‌های چندین هزار ساله به راحتی برای این بزرگان آشکار شده است.