غزل شمارهٔ ۱۰۶ عبید زاکانی
عبید زاکانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خم ابروی او در جانفزائی
طراز آستین دلربائی
خدا را محض لطفش آفریده
به نام ایزد زهی لطف خدائی
به غمزه چشم مستش کرده پیدا
رسوم هستی و سحر آزمائی
ز کوی او غباری کاورد باد
کند در چشم جانها توتیائی
عبید ار پادشاهی خواهی آخر
برو پیشش گدائی کن گدائی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به وصف زیبایی و جذابیت محبوبی میپردازد که با خم ابروی دلربای خود جان افراد را جلا میدهد. شاعر عشق و لطف خداوند را در آفرینش او میبیند و اشاره میکند که غمزههای او ذهن و روح را به تسخیر درمیآورد. او همچنین به تاثیر حضور محبوب در زندگی افراد اشاره میکند و در انتها به این نکته میرسد که اگر کسی بخواهد به مقام و توانمندی دست یابد، باید به او نزدیک شده و از او درخواست کند.