نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۸ عبید زاکانی

عبید زاکانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

سیاه چرده بتم را نمک ز حد بگذشت

عتاب او چو جفای فلک ز حد بگذشت

لطافت لب و دندان و مستی چشمش

چو می پرستی ما یک به یک ز حد بگذشت

به لابه گفت که از حد گذشت جور رقیب

به طنز گفت که بی هیچ شک ز حد بگذشت

بنوش بادهٔ صافی ز دست دلبر خویش

که بی‌وفائی چرخ و فلک ز حد بگذشت

عبید را دل سنگینش امتحان کردند

عیار دوستیش بر محک ز حد بگذشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت یک معشوق می‌پردازد و نشان می‌دهد که چقدر این ویژگی‌ها فراتر از حد انتظار هستند. شاعر به لذت‌های ناشی از عشق و نوشیدن باده اشاره می‌کند و به وفاداری و بی‌وفایی زندگی و زمانه می‌پردازد. در نهایت، شاعر امتحان عشق و دوستی را نیز مطرح می‌کند که هر کدام بیش از حدی که قابل تحمل است، خود را نشان می‌دهند.